!!!...لغت نامه جلسات کارشناسی!... شما یک میانسال شده اید اگر...!!!
لغت نامه جلسات کارشناسی!
1. این بستگى دارد به... یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!
2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این
موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!
3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است. یعنى: سیستم
کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!
4. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى
شده!
5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى:
تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!
6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى
عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!
7. ما پیش بینی مى کنیم... یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!
8. این موضوع مستند نشده... یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه
به این موضوع فکر نکرده است!
9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى
کند. یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها
است!
10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى که این
موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!
11. کل کوشش ما براى این است که مشترى راضى شود. یعنى: ما
آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى
مى شود!
12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است.
یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را
کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!
13. روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال کار هستیم. یعنى:
هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!
14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش
کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!
15. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر
چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام
خواهیم داد ندارد!
16. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع... یعنى: به علت
علاقه من به این موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند.
یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از
مطالعه به آن برسید، نبوده اند!
18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا
فشار نیاورید نخواهیم داد!
19. ثابت شده که ... یعنى: من فکر می کنم که ...!
20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى: از نظر من
صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد. یعنى: از جزئیات
کار اصلا اطلاع ندارید!
شما یک میانسال شده اید اگر
* وقتی یک ماجرای شیرین دوره کودکی یا نوجوانی را به یاد بیاورید و
آن را برای بچه هایتان تعریف کنید،و آنها
هم متقابلا یادشان بیاید که بارها و بارها این ماجرا را از شما شنیده
اند.
* وقتی لازم بدانید نام یک خواننده،یک گروه موزیک،یک کارگردان و...
را بارها و بارها با فرزند تان با عبارت
تازگیها آشنای:"اون اسمش چی بود"چک کنید.
*وقتی اسمها و مارکها را جابجا بگویید و دنیا و مافیها را متهم کنید
که حواس برای آدم باقی نمی گذارند.
* وقتی حوصله و وقت (واقعا؟!)سر و کله زدن با تکنولوژی مزخرف
فوق مدرن را نداشته باشید و با بکار گیری
عبارت:"دستم بنده،تا من فلان کارو می کنم،تو هم این فیلمو برام
دانلود کن"و یا:"دهه،این که خرابه،چه جوری
بود؟!"،کار را به فرزندتان بسپارید.
*وقتی فیلم"دونده"امیر نادری را(که فیلم محبوب سالهای جوانیتان
بود) بعد از 15-16 سال ببینید و توی دلتان
بگویید:"حوصله ام سر رفت!چقدر ورجه-ورجه می کند!"
* وقتی در روابط اجتماعی، جنسیت طرف،برایتان مهم نباشد.
*وقتی شدیدا هنگام حضور در کوچه و خیابان،احساس امنیت
اجتماعی کنید!
* وقتی که سوار تاکسی شده اید و به خیال خودتان خیلی هم ترگل
– ورگل تشریف داریدو از راننده تاکسی
می پرسید:"چقدر تقدیم کنم؟"، مرتیکه که به جای پدر بزرگت
است،بگوید:"قابل شوما رو نداره مادر..."یا وقتی
رفته اید تعمیرگاه آینه بغل ماشینتان را عوض کنید و تعمیرکار که
برای خودش مرد گنده ای است،خجالت نکشد و
بگوید:"شومام مثه مادر من،سالمه.نمی خواد عوضش کنی."
*وقتی به شیوه تصاعدی در برابر هر مسئله ای (که پیش از این
قابلیت منفجر کردنتان با قدرت تخریب صد در صد
را داشت)عبارت آشنای:"ولش کن...زندگی ارزشش را ندارد..." به
کار ببرید.
* وقتی عبارات شیرین: "ای روزگااااار..." (یا آه خالی!)را کشف کنید.
*وقتی توی یک جمع بروید و ببینید همه دارند بهتان احترام می
گذارند و روی سرشان حلوا – حلوایتان می کنند!
جمله شاعرانه:آه!چقدر میانسالی خوب است!!
تبصره:البته من میانسال نیستم،ولی میانسالها را دوست دارم.آن
راننده تاکسی و آن مکانیک هم غلط کردند به بنده
گفتند پدرجان!
چطور بود؟؟؟![]()
![]()

