تبليغاتX
Bahaaaaaaaaaaal

Bahaaaaaaaaaaal

!!!...ولن تاين...!!!

 

 

ولن تاين!

 

 

 

در زمان خرید هدیه برای روز ولن تاین (فارسی

 

 نوشتم بی کلاسیه؟ اگه می گفتم ولن تایم که

 

 دیگه افتضاح می شد نه؟) نکات زیر فراموش

 

نشود:

 

 

 

-         اسیر اتمسفر: که همان بیماری جوگیر شدن باکلاس است.

 

 خصوصاً اگر مخاطب عزیز شما حرفه ای بود و خواست خودش انتخاب

 

 کند! بچه نشید ها!

 

 

o       راه حل: هدیه باید سورپرایز باشد! خودم می خرم، خودم بهت می

 

 دم! تو نمی خواد بیای!

 

 

-         خرید کیلوگرمی: هدیه هرچی درشت تر بهتر، هرچی ارزون تر

 

بهترتر، هرچی گرون تر به نظر بیاد که دیگه

 

 

 بهترترتر!

 

 

o       پیشنهاد: آلبوم عکس، بالش، کتاب، بادکنک... (کمی بی کلاسی

 

 هم زیاد بد نیست!)

 

 

-         بده بستان: یادتان باشد که یادآوری کنید که با هر دست بدهم،

 

 با همان دست یا آن یکی دست هم می گیرم!

 

 

o       نکته: این موضوع عکسش صادق نیست، یعنی با هر دست بگیرم

 

 لزومی ندارد که چیزی پس بدهم! چه

 

 با این دست چه با هر دست دیگر!

 

 

-         مولتی هدیه دهنده: فقط وقتی چند هدیه بخرید، که چند هدیه

 

گیرنده دارید! ولی همیشه سعی کنید چند هدیه

 

 

 بگیرید حتی اگر یک هدیه دهنده دارید!

 

 

-         قهرو باشید: خداییش این قهروها کادو می گیرند ها!

 

 

o       اینو حتماً بفرمایید: یعنی من برای تو اینقدر ارزش دارم؟ (اشک)

 

پس من قهرم!

 

 

-         گل بخرید: چون او بیشترین شباهت را با گل دارد (و گل

 

ازعروسک ارزانتر است!)

 

 

-         یادتان برود: شما آدم فراموش کاری هستید، نه خسیس! اگر

 

 دیدید عکس آن دارد ثابت می شود سریع از متد قهر استفاده کنید!

 

 

-         بروید گم شوید: یک جایی بروید که گم شوید و هزاربار مخابرات را

 

شکر کنید که آنجا موبایلتان آنتن نمی دهد و فردا- پس فردا پیدا شوید!

 

 

o       یادآوری: شما گم شده بودید، او که گم نشده بود! لذا کادو را اخذ

 

 فرمایید!

 

-         ایرانی اصیل باشید: شما یک ایرانی به تمام معنا هستید و به

 

 روسم غیر ایرانی بی اعتنا، حتی اگر این رسم یک رسم جهانی باشد.

 

 پس هدیه مالیده!

 

o       نکته: شما به این رسم اعتقاد ندارید، ایشان که اعتقاد دارند!

 

 

 

 

از فروشگاه مناسب خرید کنید

 

شرح یک حادثۀ کوتاه:

 

 

یک آقا پسر شیک و جینگول به یک مغازه کاملاً غیر شیک و غیر جینگول

 

 مراجعه می کند:

 

 

-         سلام آقا. یه عروسک می خواستم برای ولن تاین

 

-         ببخشید چی؟

 

-         عروسک برای ولن تاین می خوام

 

-         چی چی تاین؟

 

-         یه عروسک می خواستم

 

-         آهان! عروسک! ما همه مدل عروسک داریم. برای بچه چند ساله

 

 می خواستید؟

 

-         یه دختر خانم هجده - نوزده ساله

 

-         ؟؟!!

 

-         آقای عزیز من یه عروسک می خوام که هدیه بدم، همچین چیزی

 

 دارید؟

 

-         خوب آخه برای کی می خواید؟

 

-         داداش مگه سایزبندی داره؟ چکار داری شما، دارید یا نه؟

 

-         دختر؟ چی؟ تو گفتی دختر؟ می خوای به دختر کادو بدی؟ دیوانه

 ای؟

 

-         یعنی چی؟ به شما چه ربطی داره؟ نداری خوب بگو ندارم چرا

 

 خل بازی درمیاری؟

 

-         من که می گم دارم! تو عقلت کمه! آخه آدم عاقل به دختر کادو

 

می ده؟!

-         چرا نده؟ عشقم می کشه کادو بدم، کادو هم می دم، تا جونت

 

هم دربیاد

 

-         دیوانه ای دیگه! من کارم اینه! سالی دیویست تا از این عروسکا

 

 می فروشم. سرجمع دوتاشون باهم نمی مونن!

 

-         چی؟!

 

-         آره برادر، صداقت مالیده، همه تنوع طلب شدن. معرفت کیلو

 

 چنده، هزینه بی خودی برای چی می کنی؟!

 

-         ؟!!

 

-         بعله آقاجون! تو این دنیای باقالی به چند من پول بی زبون رو نفله

 

 نکن! کلاهت رو بچسب باد نبره!

 

-         مطمئنی؟

 

-         آره آقا! ول کن بچسب به زندگیت...

 

-         !!

 

نتیجه 1: همیشه مهم نیست که برای شما چی می خرند، گاهی مهم

 

 است که از کجا می خرند!!

 

نتیجه 2: اینقدر پشت این مغازه و آن مغازه نایستید، بلکه فقط پشت

 

 بعضی مغازه ها که می شناسید باستید!!

 

ببخشید که با تاخیر بود!

 

 نکته:نظر یادتون نره!!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 14:1  توسط گلشید  | 

!...سوتی های گزارشگران سیما...!

 

سوتی های

 

 

 گزارشگران سيما

 

 

 

 

**آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی

 

 بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور

 

 مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در

 

 بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و

 

 وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت

 

(واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال

 

 بازی نمیکند)

 

 



**در جریان بازی سپاهان و ذوب اهن در جام حذفی از یکی از

 

داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد . پس از سوت

 

 پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و

 

گفت :*بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد (!) عرب براقی هستیم*

 

 

 


 


**دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی

 

98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این

 

 هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر

 

 به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد

 

 یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه

 

خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب

 

 توپ میشه ))

 



**اسکندر کوتی تهیه کننده برنامه ای بود به نام [جنگ فوتبال

 

 اروپا] اینکه او در این برنامه به جای پیر و جوان و پیرزن و کودک

 

 بحث میکرد به جای خود اما حکایت بررسی بازیهای لیگ هلند

 

 توسط کوتی را هرگز فراموش نمیکنیم . در جدول رده بندی اکثر

 

 تیم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاری مشخص

 

میشدند اما کوتی

 


(ایند هوون)را تیم پی اس وی psv

 


را ای جی ایکس معرفی میکرد Ajx (اژاکس)

 

 


 

 


**در جام جهانی 1990تیم ملی ایتالیا گلزنی به نام سالواتوره

 

اسکیلاچی رو کرد . در جریان برگزاری مسابقات هرکدام از

 

 گزارشگران به شیوه متفاوتی نام او را تلفظ میکردند. در یکی از

 

 بازیهای وقتی او دروازه حریف را باز کرد بهرام شفیع گفت((حالا

 

 اسکیلاچی ،اسکلاچی ،اشیلاچی،شیلاچی یا هر اسم دیگه ای

 

 داره من نمیدونم! به هر حال گل خودش را زد))

 

 


 


**در یکی از بازیهای تیم مراکش در جام جهانی 98 نام بازیکن

 

 این تیم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روی صفحه تلویزیون

 

 حک شد. بهرام شفیع با هیجان فریاد زد ((بله،نفهمیدیم چی

 

 شد اما در هر صورت داور بازیکن مراکش را اخراج کرد و حالا این

 

 تیم باید ده نفره به بازی ادامه بده))

 

 


 

 

 

 


**در روزهایی که دانمارک تا مراحل پایانی جام ملت های1992

 

 پیش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازیکنان نه چندان مطرح

 

این تیم را از هم میپرسیدند ، بهرام شفیع یکی دیگر از

 

شاهکارهایش را رو کرد . مربی دانمارک دست به تعویض زد و

 

کارگردان تلویزیونی نام بازیکن تازه وارد و بازیکن تعویضی را به

 

 همراه عبارت  DENMARK روی انتن فرستاد شفیع اسم بازیکنی

 

 که به سمت نیمکت ذخیره ها حرکت میکرد را درست تلفظ کرد

 

 اما...(( و به جای او دن مارک وارد زمین میشه!))

 

 


 


**در جریان یکی از بازیهای پرسپولیس در فصل گذشته که پس

 

از افطار برگزار میشد مجید خدایی کشتی گیر ملی پوش ایرانی

 

 در میان تماشاگران حاضر شده بود وقتی تلویزیون چهره او را به

 

 تصویر کشید عادل فردوسی پور گفت((این هم مجید خدایی

 

 کشتی گیر تیم ملی فوتبال ایران))

 

 

 



**عباس بهروان در حین گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت

 

 نقش جهان اصفهان

 

 

((همان طوری که مشاهده میکنید شرایط جوی اصلا مناسب

 

 نیست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاری یک بازی زیبا را از

 

 بین برده))

 


 

 


 

**بازی نیمه نهایی جام جهانی 94بین برزیل و سوئد برگزار

 

 میشد و باز هم عباس بهروان پشت میز گزارش نشسته بود.در

 

 دقیقه 9 ضربه مازینهو به تور کناری دروازه اصابت کرد و به اوت

 

رفت ((توی دروازه ...توی دروازه..این گل میتونه نوید یک بازی پر

 

 گل و زیبا رو باشه برزیل 1 سوئد 0))البته پانزده دقیقه بعد

 

 جهانگیر کوثری که به عنوان کارشناس در استودیو حضور داشت

 

 گفت:((البته مثل اینکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهی

 

 از بینندگان عزیز بازی کماکان 0_0 دنبال میشه))

 

 



**اسکندر کوتی در حال گزارش بازی غیر زنده تیم ملی اتریش و

 

 یک تیم دیگر بود. بالای صفحه تلویزیون در محل مربوط به درج نام

 

 تیم ها و نتیجه بازی نام لاتین اتریش (Austria)درج شده بود و

 

 جناب گزارشگر این تیم را استرالیا خطاب میکرد.کار به جایی

 

رسید که پس از پایان پخش این بازی ضبط شده مجری شبکه

 

 سه با اشاره به تماس های پر تعداد مردمی ضمن عذر خواهی

 

 ،اشتباه گزارشگر را تصحیح کرد.

 


 

 


**چلسی گل زد و جواد خیابانی در لا به لای فریادهایش گفت

 

((بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند))

 

 او بعدها این واقعیت را که در کل بریتانیا شهری تحت عنوان

 

چلسی وجود ندارد پذیرفت. اما به عنوان اخرین دفاعیه اش

 

 مدعی شد چلسی نام محله ای در لندن و منظور گزارشگر هم

 

اشاره به ان محله بوده است.مثل این می ماند که گزارشگر بعد

 

 از گل استقلال بگوید((الان اهالی میدان استقلال سر از پا نمی

 

 شناسند))


 

 


 

**کریم باقری بازیکن ارمینا بیله فلد پشت یک ضربه ایستگاهی

 

 از فاصله 30-40 متری ایستاد و مزدک میرزایی که دو مانیتور را

 

پیش روی خود داشت برای نواخته شدن ضربه لحظه شماری

 

 میکرد . یکی از مانیتور ها مربوط به پخش مستقیم و بدون تاخیر

 

 بود و دیگری با حدود 15-10 ثانیه تاخیر تصاویر مربوط به شبکه

 

سه را روی انتن می فرستاد.کریم در مانیتور شماره یک ضربه را

 

 زد و گزارشگر با هیجان بسیار زیاد شوت او را استثنایی لقب

 

داد .تماشاگر تلویزیونی اما هنوز باقری را در حالی که دست به

 

 کمر زده بود و دیوار دفاعی حریف را بر انداز میکرد میدید.عکس

 

 العمل مزدک خیلی جالب بود((البته این ضربه لحظاتی بعد زده

 

 شد))

 


 

 


 


**این یکی را محمد دادکان به خاطر می آورد . قبل از اینکه

 

رییس فدراسین فوتبال شود در یکی از برنامه های کارشناسی

 

 سیما با اجرای عباس بهروان شرکت کرد .مجری گفت((شما

 

خیلی ساکت نشستین اقای کانداد ... ببخشید اقای دادکان))

 

این از نظرمن از همه با حال تر بود

 

 

 



**دوستان نزدیک هنوز اورا پولی اوف صدا میزنند داستان از این

 

 قرار است که ایشان پیش از انکه این واژه Play off سر زبان ها

 

بیفتد لغت فارسی ان را در جایی خوانده بود و در جریان یکی از

 

 گزارش هایش گفت((اگر همین نتیجه حفظ شود سرنوشت در

 

 بازی پولی اوف مشخص خواهد شد.

 



**این یکی فوتبالی نیست اما خیلی قشنگه . یدالله اعتصامی در

 

 جریان گزارش مستقیم یکی از جدال های داخلی در حالی که از

 

 نمایش پسر یکی از کشتی گیران قدیمی به وجد امده بود

 

تصمیم گرفت احساسش را در قالب یک بیت شعر بیان کند

 


((پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشاید که نامش نهند آدمی!!!))

 


البته بسیاری از کارشناسان ادبیات معتقدند قدیم ها مصراع دوم

 

 این بیت ((تو بیگانه خوانش نخوانش پسر))بوده

 

 

 


 


**بازی پرسپولیس و تراکتور سازی بود.تابلوی تعویض بالا رفت و

 

 غلام حسین دین محمدی قصد داشت برای تراکتور وارد زمین

 

 شود .جواد خیابانی اما ناگهان تمام تماشاگران تلویزیونی را در

 

 جای خود میخکوب کرد ((حالا غلام حسین دین محمدی برادر

 

 بزرگتر رسول خطیبی وارد زمین میشه )) او بعد ها مدعی شد

 

 نسبت خانوادگی حسین و رسول خطیبی و سیروس و

 

غلامحسین دین محمدی را قاطی کرده.

 

 

 


 


**تمام دنیا مهاجم یوگسلاو تیم ایندهوون را ماتیو کژمان صدا

 

 میزنند اما از انجایی که جنگ فوتبال اروپا قوانین خاص خودش را

 

دارد و املای لاتین او Kazmen بود اسکندر کوتی در عرض یک

 

دقیقه هشت بار گفت ((ماتیو کازمن))ان روزها کاظمیان هنوز

 

معروف نشده بود وگرنه میشد احتمال داد که این دو بازیکن را با

 

 هم اشتباه گرفته.

 

 


 


**و دفتر داستان های شیرین سوتی های گزارشگران را با

 

خاطره ای ازگزارش غلامعلی پیر ایرانیدر زمان برگزاری مسابقات

 

 دسته فوق سنگین وزنه برداری بازی های اسیایی دوحه می

 

 بندیم((حالا،حسین رضا زاده وزنه 205 کیلو متری را بالای سر

 

 می برد ))این مورد البته از رادیو انتخاب شده بود

 

 

              به نظر شما باحال ترین سوتی کدوم بود؟

 

 


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 18:12  توسط گلشید  | 

11 کار احمقانه...!!!

 

11 کار احمقانه...!!!

 

 

فقط بذار من این جرثقیل را با بمب از روی سکو بیارم پایین!

 

 

 Forklift Accident with Bomb

 

 

خوب. یک لوله 4 اینچی به فاصله 10 فوتی قرار داره حالا چرا به جای این

 

! از لوله بالا نمی ره؟!

 

3 Unsafe Ladders Tied Together

 

 

تصور کنید که وقتی این مرد کوچیک ژاپنی تیشرت خودشو در میاره چه شکلی می شه!

 

 

Crazy Chinese Holding Ladder

 

 

فکر می کنین آخرین جمله این مرد چی بوده؟ "بذارین آخرین جای این مخزن گاز را جوش

 

بدم..."

 

Welding a Gas Tank

 

 

 اجازه بدین این موضوع را کاملا روشن کنم. این مرد میخواد کل دیوار

 

کناری ساختمان را با یک قلمو، با دست، روی یک نردبان 4!! پله که با

 

تسمه به هم وصل شدند رنگ کنه!

 

 

Painting on Ridiculous Ladder

 

 

یک مرد با پاهای برهنه روی یک نردبان آلومینومی که داخل یک استخر

 

 قرار گرفته با یه کابل برق بالای سرش. عالیه!

 

 

Unsafe Ladder in Pool

 

فرض کنید که تمام این بسته ها با یک طناب چرمی به این دوچرخه بسته شدند. حالا اگه یه

 

باد شدید بیاد چه اتفاقی می افته؟! 

 

 

Funny Bike

 

 

اصلا معلوم هست به کجا اشاره می کنه و کجا داره می ره؟!

 

 

Stuck in a Tree

 

 

 خوب حالا که چی؟ دومین راننده جرثقیل هیچ مسئولیتی نداره!

 

 

Daisy Chain Forklifts

 

 

 فکر می کنید مرد ثروتمندی که این افراد را استخدام کرده تا حصار خانه

 

 اش رو مرتب کنند بیمه هست؟!

 

Ladder on Ladder

 

 

به نظر نمی رسه که این افراد کارمند شرکت برق باشن!

 

 

Ladder in a Bucket

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386ساعت 13:36  توسط گلشید  | 

!...نشانه شناسی بیکار...!

 

 

نشانه شناسی بیکار

 

 

برخلاف تصور عموم، لفظ بيكار صرفا به معناي داشتن يا

 

 نداشتن كار نيست. در واقع می توان گفت بیکار کسی است که حداقل

 

 یکی از شرایط زیر را داشته باشد:

 

 

بیکار  ورزشی:

 

پیگیر آخرین اخبار مربوط به نقل و انتقال بازیکنان

 

پرکردن انواع برگه های پیش بینی نتایج بازیهاي بوندسلیگا، کالچیو، لالیگا، ليگ برتر و...

 

حضور در استادیوم برای تماشای تمرین تیم استیل آذین

 


 

بیکار مناسبتی

 

حضور در انواع مجالس ختم اعم از موارد مربوط یا نامربوط

 

حضور در انواع مجالس شادی و کمک به پذیرایی

 

حضور در انواع مجالس سخنرانی و یادداشت برداری از گفته های سخنران

 


 

 

بیکار مشاوره­ای

 

ارائه آخرین جملات قصار، ضرب المثل و اس ام اس راجع به بی وفایی دخترها و لزوم عدم

 

 اعتماد به زنها

 

تشریح ادله مختلف راجع به فواید مجردی

 

بيان جملات قصار راجع به مرام و معرفت و گلايه از زخم نارفيق

 

 


 

 

بیکار سیاسی

 

مطلع از جزئيات خبرهای مربوط به جدایی سارکوزی و همسرش

 

مطلع از زندگي نامه و اسامي تك تك نامزدهاي چگوارا

 


 

 

بيكار عشقي

 

گرفتن فال حافظ با اين نيت كه آيابه فرد مورد نظر مي رسم يا نه؟!

 

نوشتن اشعارعاشقانه با خودكار بيك و پر رنگ كردن كلمات كليدي. (گاهي با گرفتن 2

 

 خودكار موازي در دست و با حس خود- ميرعماد بيني همراه مي شود.)

 

جمع آوري و جداكردن عكسهايي مشابه با معشوق خيالي از روزنامه ها و سايتها و نوشتن

 

 اشعار عاشقانه با غلطهاي فاحش املايي در زير هر عكس

 

هک کردن درخت از طریق حک کردن نام معشوق خیالی بر روی تنه درخت

 


 

 

بیکار محاسباتی

 

 

تلاش در جهت محاسبه عدد پی تا آخرین اعشار

 

تلاش در جهت محاسبه و شمارش پول دريافتي ازدستگاه خودپرداز و كسب اطمينان از اينكه

 

 دستگاه،  هزارتومن از پولش را نخورده باشد

 

 


 

 

بيكار وبلاگی

 

 

سرزدن به انواع و اقسام وبلاگها و چك كردن اسامي كامنت گذاران هر وبلاگ

 

ارسال پیام خصوصی برای خود!

 

سر زدن ثانيه اي به وبگذربراي شمارش بازديدهاي جديد

 


 

 

بیکار  دانشگاهی

 

 حضور در بوفه در تمام ساعات اداری و غیر اداری

 

 کنجکاوی در کتابخانه برای اینکه ببیند هر کتاب قبلا توسط چه کسانی امانت گرفته شده

است

 

سر زدن به تمام اتاقهای خوابگاه و درد دل و صرف چای و شام مفتی با همه خوابگاهیها

 

 


 

 

بيكار اس ام اسی

 

ارسال اس ام اس به برنامه سينما گلخانه و  ازتو مي پرسند

طراحي و ترسيم  پيامهاي تصويري با استفاده از علائم موجود در اس ام اس!

 

خوب بود؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 14:48  توسط گلشید  | 

!...دختر زیبا در مهمانی و روش های بازاریابی...!

 

دختر زیبا در مهمانی و روش های

 

بازاریابی

 

 

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون

 میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم

 ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم

 

* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو

 می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش

 دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ،

 باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش

خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ،

 فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ،

 با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش

خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ،

 اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش

 از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می

 کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر

 حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این

 میگن روابط عمومی

 

*شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به

 سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج

 می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط

 مشتری

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش

 خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر

ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی

 جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش

 خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر

ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به

همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش

 خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا

 می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج

 کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش

 خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ،

 با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به

 بازار

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

 تون مي آد. سعي مي کنيد به ش کم محلي کنيد تا از شما خوش اش

 بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما

 دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسکو. به

 اين مي گن اشتباهِ استراتژيک در بازاريابي.

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

 تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد

 و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»، اما اون گل

 رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ

 تاکتيکي در بازاريابي.

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

 تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من

 ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش

 زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه


به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.

 

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

 تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من

 ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو

 می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.

 

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

تون مي آد. جلو مي ريد و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی

هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت

 سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید

 می رید.


به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

 تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من

 ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما

 که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و

سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن

 بدبیاری یا خطای بازار

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

تون مي آد. به جايِ اين که جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم

 ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون مي گيد که با مادرش تماس بگيره و

قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش

 تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من

 ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي کنه و در موردِ شما

توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي کنيد. به اين مي گن

 بازاريابي دهان به دهان!

 

* شما در يک مهماني ، دخترِهای بسيار زيبایِ فراوانی رو می بينيد و

 ازشون خوش تون مي آد. سرگردان می شید که جلو کدوم بريد و بگيد:

 «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم

 بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

 

خوشتون که اومد ایشالا...بی زحمت نظر یادتون نره....!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 16:17  توسط گلشید  | 

طنز!!!

 

طنز!!!.............طنز!!!

 

 

 

نرم افزار ويژه آموزش حك(لطفا املا هک را دقت کنيد!!) به همراه فايل تصويري سنگ قبرنويسي (1 كليك)

 

كليپ خفن از تجاوز يك مرد به منشي گوشي موبايل خود (195068563212566 كليك)

 

چگونه بدون داشتن هرگونه ظرافت خدادادي، ديگران را مجذوب چهره خود كنيم؟(فتوشاپ+ قرص توهم زا)

 

 

دانلود خاطرات دلبركان غمگين من، به همراه عكس، بلوتوث شيطاني وشماره تلفن دلبركان جهت هرگونه اخاذي

 

جديد ترين فايل صوتي از صداي بادگلوی ديويد بكهام. "ام پي تري- کيفيت بالا" ( توجه: سایر صداهای وی نیزموجود است)

 

عكسي از قبض آب يك استخر زنانه به همراه درج ميزان مصرف و مهلت پرداخت (مثبت 18)

 

 

انواع ترفندهاي كامپيوتري و آنتي ويروس براي مقابله با ويروس اچ آي وي

 

چگونه عكس و آي دي خود را از روي شيشه بطري شير پاك كنيم؟ (كليپ فلش)

 

آموزش اپرا (سبك پاواراتي) با صداي استاد جواد يساري (جديد)

 

راهنمايي و مشاوره ازدواج با گزينه مناسب و اگر نشد،‌ گزينه نامناسب!

 

 مركز دوست يابي و همسريابي با استفاده از نرم افزارهاي دوست ياب، ردياب و موقعيت ياب ( GPS )، مجهز

 

 به سيستم تخمين درآمد و املاك پدر طرف

 

آموزش ضبط نوار قلب و نوار غزه،  بر روي سي دي و دي وي دي

 

 

عكسي تكان دهنده از  گاز گرفتن آقاي ايمني(گاز)  توسط يك سگ هار (مشاهده صرفا براي استانهاي بدون گاز)

 

برگي از تاريخ: ماجراي تقدير فتحعليشاه از يك خير و نيكوكار حرمسراساز!

 

راهنماي تعمير و نگهداري ماشين لباس شويي به همرا آدرس مراكز مجاز قالي شويي  و زناشويي

 

فروش كليه‌، همراه با گارانتي و خدمات پس از فروش

 

ورود مجردها ممنوع!  -(كشتي نوح)

 

هشدار وزارت ارتباطات در باره ممنوعيت استفاده از تمبر هندي در مرسولات پستي

 

خبري از دنياي نمايش:  مهريه از امشب به اجرا گذاشته مي شود.

 

کتاب اصول تعهد و ازدواج موفق، اثر سارکوزی (نویسنده کتاب موفق همسر یک دقیقهآ­ای)- پی دی اف

 

 بابا نظر بدید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 21:50  توسط گلشید  | 

عکسسسسسسس!

سلام...خوبید انشالا؟

میگم یه خورده زیادی نظر نمیدین؟آخه کامنتا در حال ترکیدنه گفتم یه خورده کمتر نظر بدین...!

بابا آخه چرا نظر نمیدین؟به خدا آدم نا امید میشه که دفعه ی بعد آپ کنه!!!!!!!!!

بگذریم...چندتا عکس جالب گذاشتم...!

 

Офигительные фото животных

 

Офигительные фото животных

 

Офигительные фото животных

 

Офигительные фото животных

 

Офигительные фото животных

 

Офигительные фото животных

 

Офигительные фото животных

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جالب بود؟

حالا نظر یادت نره!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 16:15  توسط گلشید  |